زمزمه‌ی جويبار...

 

خُنکايِ جويبار

زمزمه می‌کند

در پسِ پرچين‌ها...

شبِ نيمه‌ی تابستان.

/ 6 نظر / 24 بازدید
nasrin az Stockholm

درود بر شما من هميشه به وبلاگتان را می خوانم. لطفا ما را بيشتر از فعاليت های فرهنگی خودتان در شهر يوته بوری مطلع کنيد. ياينده باشيد. نسرين - استکهلم

آران

آقاى زراعتى عزيز ، چقدر خوشحالم كه خيلى اتفاقى توانستم وبلاگتان را پيدا كنم ، ۹ ، ده ماه پيش كه خانم حكمت اينجا را ( رتردام- هلند) به قصد آن جا ترك كرد ، خواستم كه ايميلتان را برايم بگيرد كه ظاهرا يادش رفت ، به هر صورت پيدايتان كردم . من مشتاقم كه فيلم هايتان را داشته باشم ، چگونه مىشود آن ها را خريد . .... با سلام ( آران جاويدانى)

siavash

سلام به اينجا هم سری بزنيد . شايد بد نباشد

امیر مهاجر

سلام. خبری نیست ازت؟ مسافرتی یا نشستی تو خونه؟ هر کجا که هستی خوش باشی.

رامين

ناصر عزيز سلام اميدوارم که اين چند هفته زياد سخت نگذشته باشد گرچه برای آدمی مثل ناصر زراعتی که دمی از با مردم بودن غافل نيست و نبوده حتماٌْ سخته که مثل هر روز پذيرای مردمی نباشه که برای دردل کردن و يا حتی احساس ايرانی بودن بهش سر ميزنن و يا اگر گستاخی نباشه به خانه فرهنگ و ادب ايران پناه ميارن . من که چند بار ی بهت سر زدم در حقيقت بهت پناه آوردم که اون چند ماه دوری از ايران رو يه جوری جبران کنم . پاينده و سلامت باشی به اميد ديدار