خط و ربط

جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۳

يک صبح تابستان با سيمين دانشور...

گريه نکن خواهرم!

در خانه ات درختی خواهد روييد

و درختهايی در شهرت

و بسيار درختان در سرزمينت

و باد پيغام هر درخت را به درخت ديگر خواهد رسانيد

و درختها از باد خواهند پرسيد:

در راه که می آمدي، سحر را نديدي؟

(سووشون - سيمين دانشور)

تابستان سه سال پيش (۱۳۸۰)، يکی از روزهای تيرماه، رفتم ديدار خانم سيمين دانشور نويسنده بزرگ معاصر که همان سال هشتاد ساله شده بود. چند ساعتی نشستيم و صحبت کرديم... از هر دری... دوربينم را هم برده بودم. نزديک يک ساعت تصوير گرفتم... حالا، پس از اين همه مدت، مشغول تدوين اين تصويرها هستم... نام فيلم فعلاً همين خواهد بود يک صبح تابستان با سيمين دانشور و با تکه زيبای پايان رمان خوب سووشون، تمام خواهد شد. 

ناصر زراعتی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سهراب رحیمی
مرتضا نگاهی
مانا آقایی
پرشين‌بلاگ



FastCounter by bCentral