خط و ربط

سه‌شنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٢

يادداشت...

امروز اين ايميل را دريافت کردم. گمان نکنم توضيحی لازم باشد...

*********

يادداشتي گذاشتم در صفحه شما با اين شرح:

آقاي زراعتي

دوستان ما در ايران امروز با من تماس گرفتند و ماجرا را برايم درست شرح دادند و من به اين نتيجه رسيدم که در مورد شما اشتباه مي کردم و زود قضاوت کرده بودم و بيخود به شما توهين کردم و از اين بابت از شما صميمانه پورش ميخواهم. من در اين صفحات به شما تاخته بودم در همين صفحات هم از شما پوزش مي خواهم. اميدوارم شما اين ماجرا بگذاريد به حساب خستگي و بدبيني من از محيط و ماجراهايي که در دو سال و نيم گذشته به وجود آمده بود و کينه مرا به دل نگيريد هر چند که اگر از من برنجيد طبيعي است و من به شما حق مي دهم. اگر صلاح دانستيد اين چند خط را در وبلاگ تان بگذاريد با اين قصد که خوانندگان و دوستان شما ببينند که من در قضاوت تند رفته بودم و اشتباه کرده بودم و از شما پورش خواستم به دليل سوتفاهمي که پيش آمده بود. اميدوارم در آينده بشود راهي يافت براي دوستي و همکاري و نزديکي به يکديگر. من ´آن دو خطي را که به ناروا خطاب به قاضي ربيحاوي نوشته بودم يا برمي دارم يا اين چند خط را در حاشيه آن صفحه مي آورم. من مي دانم که برخي از بدخواهان از اين نوشته به نفع خود استفاده خواهند کرد. با اين حال روا نيست که حقيقت فرباني مصلحت شود.

حسين نوش آذر
يادداشتي که خواننده صفحه شما به نام من نوشته است از من و نوشته من نيست

 

ناصر زراعتی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سهراب رحیمی
مرتضا نگاهی
مانا آقایی
پرشين‌بلاگ



FastCounter by bCentral