خط و ربط

یکشنبه ۱ دی ،۱۳۸۱

بقيه آزادی...
بقيه شعر آزادی که جا افتاده بود...
***
بر مهر بی پایان سگم
بر گوشهای برافراخته اش
بر پنجه های زمختش
نامت را مینویسم.

بر درگاه اتاقم
بر اشیاء آشنا
بر شعله های مقدس آتش
نامت را مینویسم.

بر تمامی خویشاوندان
بر پیشانی دوستان
روی هر دستی که پیش آید
نامت را مینویسم.

بر لیوان حیرانی ها
بر لبهای گفت و گو
بر بلندای سکوت
نامت را مینویسم.

بر پناهگاه های ویران شده ام
بر فانوسهای دریایی فروافتاده ام
روی دیوارهای دلتنگی ام
نامت را مینویسم.

بر نبودن های غمبار
بر تنهایی عریان
بر رژه های مرگ (این ترکیب رژه مرگ خوب نیست و در فارسی جا نمی افتد و بی معناست. من چیزی نیافتم. شاید بشود مثلا گفت: تشییع جنازه... نمیدانم، یک چیزی خودت پیدا کن.)
نامت را مینویسم.

بر سرخوش بازآمده
بر خطر ازسرگذشته
بر امیدهای بی خاطره
نامت را مینویسم.

زندگی را بازمی یابم
با کلمه.
زاده میشوم تا بشناسمت
و بخوانمت:
ای آزادی!
ناصر زراعتی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سهراب رحیمی
مرتضا نگاهی
مانا آقایی
پرشين‌بلاگ



FastCounter by bCentral