خط و ربط

سه‌شنبه ٢ مهر ،۱۳۸۱

بی انصافی؟
امير، يکی از دوستان ناديده، درمورد يادداشت من درباره شعر «هنگام هنگامه ها» و شعر خوب آن سیاوش کسرایی نظر داده است:
«سلام و خسته نباشید. در مورد سیاوش کسرایی بی انصافی کردید. او عاشق حزبش بود. کسرایی به معنی واقعی یک حکیم بود. جاری باشید.» («جاری باشید» البته با حروف لاتین نوشته شده است)
ترجيح ميدهم وارد اينگونه بحثها نشوم. به نظر من، کسرايی شاعر بود. شاعر خوبی بود. شعرهای خوب و ماندگاری از او باقی مانده است. و همين به گمان من کافی است. حالا اگر دوست ما معتقد است کسرايی «حکيم» بوده است، ايرادی ندارد. مثلا ميگويند «حکيم ابوالقاسم فردوسي» يا «حکيم سنايي» و... آن روزگاران ميشد حکيم شد و حکيم بود و حکيم خوانده شد... اما امروزه روز گمانم حکيم شدن کار چندان ساده ای نباشد. واقعا در اين قرن بيستم، در جهان، چه کسی را ميتوان حکيم دانست؟ تصور هم نميکنم خود کسرايی هم اگر زنده بود، چنين تعارفی را ميپذيرفت. وانگهی، من فکر ميکنم يک شاعر خوب يا حتا متوسط بهتر از صد و پنجاه حکيم بد است...
ديگر اينکه من هم قبول دارم که کسرايی عاشق حزبش بود؛ البته تا چه هنگام اين عشق و عاشقی ادامه داشته است، جای بحث دارد. من در عشق او به حزبش ترديد ندارم. فقط نوشته بودم که ايکاش فقط «شاعر» باقی ميماند و به پيروی از خط مشی های آن حزب، آن شعرها را (که هم دوستمان امير ميداند و هم من و هم همگان، و همه قبول دارند که شعرهای بدی بوده است، حتا اگر محتوای آنها را هم در نظر نگيرم، زيراکه که هيچ شعر دستوری و فرمايشی، هيچگاه نميتواند شعر خوبی بشود...) نمي نوشت... بازهم ميگويم که ايکاش سياوش کسرايی شاعر مردم ايران، شاعر زحمتکشان و مبارزان ايران باقی ميماند، و شاعر يک حزب بخصوص نميشد... گفتم که نميخواهم وارد اين بحث بشوم که سخن بيهوده به درازا خواهد کشيد و همه چيز البته واضح و مبرهن است و فايده ای هم ندارد، زيرا دوستداران و عاشقان آن حزب (يا هر حزب و مرام ديگری، فرقی نميکند) حتما معتقدند که آن حزب يعنی همه چيز و همه کس، يعنی ملت ايران، يعنی زحمتکشان و مبارزان و غيرو ذالک... و بحث بی فايده است... بگذريم...
ناصر زراعتی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سهراب رحیمی
مرتضا نگاهی
مانا آقایی
پرشين‌بلاگ



FastCounter by bCentral