خط و ربط

سه‌شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٦

به یاد زری...

به یاد دوست، زری غفاری...

تسلایی اندک برای سام و سعید رهبر

خاکسترِ تو را بر آب می‌پاشیم،
موج‌ریزه‌ها می‌درخشند.
خاکسترِت را بر خاکِ خُفته می‌پاشیم،
بیدار می‌شود.
خاکسترِت را بر درخت و گل و چمن می‌پاشیم،
درخت جوانه می‌زند،
گل می‌شکوفد و
چمن می‌بالد.
خاکسترِت را در هوا می‌پاشیم
در صبحِ آفتابی پاییز،
آسمان و خورشید روشن‌تر می‌شوند.

جهان را مثلِ خودت می‌خواستی: خوب و شاد و مهربان

به ریش و گیسِ بدسگالان می‌خندیدی، می‌گذشتی و
راهت را ادامه می‌دادی.

باید که از تو بیاموزیم خوبی و شادمانی و مهربانی را
به ریش و گیسِ بدسگالان بخندیم،
بگذریم و
مثلِ تو، راهمان را ادامه دهیم.

تو نیستی
اما یادِ تو با ماست.
صدای خنده‌هایت را می‌شنویم،
مهربانی‌هایت را برای هم بازمی‌گوییم،
قدرِ باهم بودن را می‌دانیم
و به یادت می‌نوشیم.

تو با ما خواهی بود
زنده، در خاطرمان می‌مانی:
با تصویری روشن و خندان،
فروتن و مهربان....


۱۳ اکتبر ۲۰۰۷

گوتنبرگ سوئد

ناصر زراعتی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سهراب رحیمی
مرتضا نگاهی
مانا آقایی
پرشين‌بلاگ



FastCounter by bCentral